khabargozarisaba.ir
سه‌شنبه ۰۴ مهر ۱۳۹۶ - 2017 September 26
کد خبر: ۴۳۳۸۱
تاریخ انتشار: ۲۰ شهريور ۱۳۹۶ - ۰۹:۳۷
مهشید معتمد؛ پژوهشگر دکتری معماری
در آغاز کار، سینما به‌عنوان یک هنر مستقل مطرح نبوده و حتی گروهی به آن، به‌عنوان یک سرگرمی، در حد سرگرمی‌هایی که در نمایش‌ها، سیرک و غیره وجود داشت، می‌نگریستند و اگر هم کسانی بودند که جنبه‌ هنری به آن می‌دادند، به دیدی ادبی با مقوله‌ سینما برخورد می‌کردند و شاید آن را جانشین فرودستی برای تئاتر به‌حساب می‌آوردند. حتی اشخاصی بودند که این فرهنگ تصویری را قبول نداشتند، اما به‌مرور و با بررسی دو عنصر «مکان» و «زمان» و جایگاه خاص آن در سینما، دریافتند که سینما تنها هنری است که قادر است این دو عنصر را مهار کند. این محدودیتِ زمان و مکان، به‌نوعی دیگر و پیش از سینما، در هنر عکاسی و در روزگاری خود را همچون هنری تازه تثبیت می‌کرد که رئالیسم در سایر هنرها شکل مسلط بیان هنری شده بود. عکس سندی است نه درباره موضوع، بلکه درباره زمان؛ هنگامی‌که به ‌عکس نگاه می‌کنیم، موجودی حاضر و واقعی را آن‌جا نمی‌یابیم، اما موجودی را بازمی‌یابیم که زمانی حاضر بوده است؛ پس نظمی تازه از وجود مکانی-زمانی به دست می‌آوریم. مکان حاضر است اما زمان گذشته، بدین‌سان رابطه‌ای غیرطبیعی میان این‌جا و آن زمان برقرار می‌شود و این موجود گونه‌ای «ناواقعیت واقعی» می‌شود. در نقاشی این گذر از واقعیات سده‌ها تجربه شد و هنرمندان بسیاری به‌جای بازسازی طبیعت، به بازنمایی آن پرداختند. در تجربه «معماری»، مکان جزء اصلی و زمان به‌عنوان رکن موثر بر دگرگونی‌های مکانی شناخته می‌شود. در معماری رد عبور زمان را از لابه‌لای تغییرات مفهومی مکان درمی‌یابیم؛ فضایی که ثابت است، ‌اما کارکرد و هویت خود را در طول ادوار مختلف و متناسب با نحوه‌ی کاربری تغییر می‌دهد.

تجربه دیدن فیلم را باید به‌عنوان ترکیبی از چندین عامل در نظر گرفت: مشخصه‌های فیزیکی محیط، خصیصه‌های اجتماعی این فعالیت و خصیصه‌های روان‌شناختی یا شخصیتی بیننده. تاکنون در زمینه مشخصه‌های فیزیکی محیط دیدن فیلم تحقیقات فراوانی صورت گرفته است (نظیر کوک ۱۹۷۶/ نوبل ۱۹۷۵/ تایلر ۱۹۷۵/ تئودور۱۹۶۹). به‌عنوان‌مثال تئودور(۱۹۶۹) اشاره می‌کند که سالن نمایش تاریک و قدرت تشدید یافته محرک پیام (‌که حاصل ویژگی‌هایی چون ابعاد بزرگ تصویر، وضوح صوتی و تصویری بسیار بالاست)، به وجود آورنده یک حس فزاینده‌ تنهایی در میان جمع است. این ویژگی‌ها به‌همراه موقعیت فیزیکی راحت بیننده، پیام را ازنظر عاطفی توانا‌تر و بیننده را در برابر چنین محرکی آسیب‌پذیرتر (از تلویزیون) می‌کند.

در سینما بینندگان در حالتی هیپنوتیزم‌شده در صندلی‌های خود به سمت واحدی فرو می‌روند. سینما و کلیسا به‌نوعی به یکدیگر شبیهند، ابهت فضا، سقف‌های دور از دسترس، نور کم، طنین صدا و موسیقی، سکوت افراد؛ درحالی‌که دیگر رسانه‌ها چنین تاثیری بر مخاطب خود نگذاشتند. بیننده‌ حرفه‌ای سینما تقریبا خود را در اعتبار پرده‌ مسحورکننده‌ سینما قرار می‌دهد و از طریق داستان‌ها و ستاره‌ها به کل حیاتش معنایی مجدد می‌بخشد. به همین دلیل است که سینما بیش از سایر هنر‌ها هوادار دارد، زیرا بیشترین تاثیر را برجا می‌گذارد و بیشترین رویاها و دیدگاه‌ها و هنجار‌ها را ایجاد می‌کند. سینما به‌مثابه‌ هنری مدرن و معماری به‌عنوان هنری قدیمی اما پیشرو، در هر دوره اتحادی بس با‌شکوه و نوآورانه‌ای با یکدیگر دارند.

در بیشتر بررسی‌های رابطه‌ سینما و معماری، به مطالعه‌ عناصر بیانی معماری و سینما مانند ریتم، حرکت انواع تضادها و کنتراست‌ها، تقارن، تداوم و عناوینی ازاین‌دست پرداخته می‌شود که همواره جزء ابزار کار هر دو دسته معماران و سینماگران بوده است. عناوینی از این‌ دست در یک بنای معماری یا یک فیلم تنها وسیله‌ای است برای دستیابی به یک تعریف یگانه و مخصوص به آن اثر از فضا و زمان، و فراهم کردن روایتی که در آن رابطه میان آن فضا و زمان، تاثیر غایی روی مخاطب می‌گذارد.

سینما و معماری هردو مصرف‌کننده مفاهیمی از فضا و زمان هستند که از کارگاه فیلسوفان بیرون آمده است. بیشتر معماران و فیلمسازان آثارشان را به‌شکلی ناخودآگاه خلق می‌کنند، اما به‌کارگیری روش‌های طراحی یا فیلمسازی، خود نوعی توجه و رجوع غیرمستقیم به مفاهیمی مشخص از فضا و زمان است.

ارسال به دوستان
نظر شما
نام:
ایمیل:
* نظر: