khabargozarisaba.ir
يکشنبه ۲۸ آبان ۱۳۹۶ - 2017 November 19
کد خبر: ۴۳۴۷۵
تاریخ انتشار: ۲۱ شهريور ۱۳۹۶ - ۰۹:۲۴
نگاهی به فیلم «دیوار» اثر داگ لیمن
«فیلم دارای ریتم بسیار دقیق و کشش آوری است و از تک‌بازیگر جوان و با استعدادش به‌خوبی استفاده می‌کند ولی نمی‌‌توان آن را جزو آثار برجسته ژانر جنگی در نظر گرفت.»
اولین نکته قابل‌توجه فیلم «دیوار» که آن را در میان انبوه آثار جنگی متمایز می‌کند به تعداد بازیگرانش بازمی‌گردد. فیلم اکثر زمان 90 دقیقه‌ای خود را تنها با دو بازیگر به سرانجام می‌رساند. یکی از این بازیگران در ماسه‌ها و کثیفی‌ها روی زمین افتاده است و دیگری تنها صدایش از بی‌سیم شنیده می‌شود. فیلم اثری از ژانر جنگی را به نمایش می‌گذارد که شباهت زیادی به آثار ژانر وسترن دارد. داگ لیمن که در کارنامه‌‌اش آثار اکشن پرهزینه‌ای چون «هویت بورن» «آقا و خانم اسمیت» و «مرز فردا» به چشم می‌خورد این بار با اثری کم‌خرج و کوچک سعی دارد وجوه دیگری از جنگ را به نمایش بگذارد. وجوهی که شباهت زیادی به شکار دارد، ارتباطی میان شکار و شکارچی که همواره می‌تواند بار دراماتیک یک اثر هنری را به دوش بکشد.

آیا فیلم نکته قابل‌توجه دیگری که شگفتی شما را برانگیزد دارد؟ جواب منفی است. فیلم دارای ریتم بسیار دقیق و کشش آوری است و از تک‌بازیگر جوان و با استعدادش به‌خوبی استفاده می‌کند ولی نمی‌‌توان آن را جزو آثار برجسته ژانر جنگی در نظر گرفت. دلیل این ادعا نیز چیزی نیست جز خالی‌بودن جای دیگر نکات مهم و حیاتی برای فیلمی جنگی با محور انسانیت. بی‌دلیل نبود که فیلمنامه این اثر از سال 2014 در فهرست سیاه فیلمنامه‌های هالیوود قرار گرفت. دواین وُرل فیلمنامه‌ای نوشته است که علاوه بر هوشمندی، تحرک و خوش ریتم بودنش به میزان بسیار زیادی عجیب‌و‌غریب است. فیلمنامه حرف تازه‌ای درباره جنگ نمی‌‌زند و از سویی شما در نیمه‌های فیلم متوجه می‌شوید که پایان اثر تنها می‌تواند از دو طریق به سرانجام برسد و هر دو راه ممکن را در ذهن مرور می‌کنید و پیچش داستانی انتهای کار نیز نمی‌‌تواند ذهن را از این دو راه دور کند. این مشکلات را در کنار این واقعیت قرار دهید که فیلمنامه و شیوه اجرای آن به‌شکلی است که مسیرهای زیادی را برای نوآوری باز می‌گذارد و تقریبا تمام ایرادهایی که از «دیوار» تا به امروز گرفته شده است، به فقدان نوآوری در نیمه دوم فیلم بازمی‌گردد.

با این تفاسیر «دیوار» فیلم خوبی است. اثری که می‌تواند مخاطب‌‌اش را وارد فضای دهشتناک جنگ کرده و او را به مدت یک ساعت و نیم مجبور به تماشا کند. آرون جانسون که سال گذشته بنده جایزه گلدن گلوب برای بازی در فیلم «حیوانات شب‌زی» شده است در تازه‌‌ترین اثر داگ لیمن نقش یک سرباز ارتش ایالات متحده با نام آیزاک را ایفا می‌کند. آیزاک که یک کمک یار تک تیرانداز است در یکی از آخرین تورهای ارتش آمریکا در عراق به سر می‌برد. او به‌همراه تک تیراندازی با نام متیوز (با نقش‌آفرینی جان سنا) در محلی خلوت و در میان خاک و زباله‌ها در حال گذراندن آخرین ساعات حضور خود در عراق هستند. پس از چند ساعت متیوز که حوصله‌‌اش سر رفته است به‌سراغ دید زدن میدانی از جنازه‌هایی که به‌صورت مشکوک در گوشه و کنار بیابانی متروکه افتاده است می‌رود. از ورود متیوز به منطقه تنها چند دقیقه‌ای نمی‌‌گذرد که به او شلیک می‌شود. همین امر باعث می‌شود آیزاک بدون در نظر گرفتن موقعیت برای نجات دوستش محل استتار خود را ترک کند و پس از اصابت گلوله‌ای به پایش، در پشت دیوار خرابه‌ای پنهان شود. این دیوار تنها حائل میان او، بدن نیمه‌جان دوستش و تک‌تیراندازی است که درحال شکار آن‌هاست. آیزاک سعی دارد با مرکز فرماندهی ارتش آمریکا ارتباط برقرار کند و موقعیت را شرح دهد، صدای شخص آن طرف بی‌سیم کمی مشکوک است و کاشف به عمل می‌آید کسی که به آیزاک وعده رسیدن کمک را داده است در حقیقت همان تک تیراندازی است که آن‌ها را ناکار کرده است. مکالمه میان آیزاک و تک تیرانداز برقرار می‌شود، در کمتر از چند دقیقه آیزاک که نتوانسته است خون ریزی پایش را به‌درستی کنترل کند، متوجه واقعیتی دهشتناک می‌شود. شخص آن طرف خط تک تیرانداز مشهور و مخوفی با نام جوبا (با صدای ناییت باکلی) است. شخصی که شهرت خاصی در از پا در آوردن افسران آمریکایی دارد و آوازه‌‌اش تن هر سربازی را به لرزه می‌اندازد. جوبا که یک عراقی معترض به حضور ارتش آمریکا در خاک کشورش است سعی دارد برای فرار از یکنواختی هم که شده با آیزاک چند کلمه‌ای صحبت کند و از وی می‌خواهد دلایل تجاوزش به خاک کشوری دیگر را برای او توضیح دهد. با برقراری این مکالمه آیزاک تمام راه‌های فرار از این موقعیت مرگبار را مرور می‌کند و سعی دارد با سینه‌خیز رفتن به اطراف دیوار جایی که جوبا در آن پنهان شده است و شکارهایش را از پا در می‌آورد، کشف کند و...

«دیوار» اثری روانشناسانه است، لیمن و وُرل سعی داشته‌اند با خلق موقعیتی خاص، دو شیوه تفکری کاملا متفاوت را زیر ذره‌بین گذاشته و شباهت یا تفاوت یک عضو ارتش آمریکا و یک تک تیرانداز عراقی را به تصویر بکشند. یکی از بهترین دیالوگ‌های فیلم از زبان جوبا شنیده می‌شود، آیزاک که سعی دارد عملکرد خود به‌عنوان یک سرباز ساده ارتش آمریکا را توجیه کند، در مورد نجات مردم عراق صحبت می‌کند و در پاسخ چنین می‌شنود: «میدونی دیوار خرابه‌ای که پشتش سنگر گرفتی، قبلا دیوار حیاطِ مدرسه بود!؟»

به این ترتیب «دیوار» چالش بزرگ خود را در قضاوت شخصیت‌هایش به‌وجود می‌آورد و سعی دارد مخاطب درنهایت رای خود نسبت به برحق بودن یک مدافع و یا یک مهاجم را صادر کند. از این منظر می‌توان تازه‌‌ترین اثر داگ لیمن در حالی حرف‌های ضدجنگ خود را بیان می‌کند، آگاهی نسبی از فضای پس از جنگ در کشورهای جهان سوم به شما می‌دهد. مخاطبان با چنین آثاری است که متوجه تخریبات به‌جا مانده از حضور ارتش آمریکا در خاک کشورهایی از قبیل عراق می‌شوند؛ مرگ، کشتار، وحشت و آوارگی تنها بخش‌هایی از صدمات دوران برقرار بودن جنگ هستند و متعاقبا بلایایی چون گرسنگی، بیکاری، بی‌قانونی و بی‌سوادی جزو تاثیرات خانمان سوز پس از جنگ برشمرده می‌شوند. «دیوار» موقعیتی مناسب را در اختیار تماشاگران قرار می‌دهد تا دلیل اصلی خشمگین بودن یک جنگ‌زده از به جریان افتادن نبردی تحمیلی را بشنود. زیرا باتوجه به شخصیت جوبا می‌توان او را سمبل تروریست برآمده از جنگ در نظر گرفت، شخصی که دانش کافی و هوشی بسیار بالا برای انتقام گرفتن و اجرایی کردن خشم درونی‌‌اش را دارد. آیزاک که در اکثر زمان‌های فیلم سعی دارد خود را پسر خونسرد و بامزه آمریکایی نشان دهد، به‌مرور زمان تغییر موضع می‌دهد و ما با اعترافات تکان‌دهنده‌‌اش مواجه می‌شویم. از این منظر نیز شخصیت آیزاک را می‌توان سمبلی از نادانی آمریکایی در نظر گرفت، افرادی که گویی چیزی را درون میدان‌های نبرد گم کرده‌اند و تا آخرین لحظه و حتا پس از اتمام قانونی جنگ نیز علاقه‌ای به بازگشت ندارند.

«دیوار» به‌شکلی ناامید‌کننده زبان استعاره‌ای خود را به‌کار می‌گیرد، دیواری که میان دو دشمن تنها مانع کشته نشدن یکی از دو طرفین می‌شود. این وضعیت به اندازه‌ای طول می‌کشد تا یکی از دو طرف متوجه مشکلات و کاستی‌های خود شده و برای رها شدن از این وضعیت به هرکاری دست می‌زند. این زبان استعاره‌ای مخصوصا در نیمه‌دوم فیلم بوی سادگی به خود می‌گیرد و مشکل اصلی فیلم را نیز می‌توان همین نکته در نظر گرفت. یکی از نکاتی که در کنار ضعف‌های «دیوار» قرار نمی‌‌گیرد و می‌توان آن را نکته قوت اثر در نظر گرفت، شکل دادن شخصیت «جوبا» است. او تنها با صدایش حضوری جاری در تمام لحظات فیلم دارد و حتا در لحظاتی از صدای کیفر ساترلند در «باجه تلفن» نیز ترس بیشتری ایجاد می‌کند. این را هم باید در نظر گرفت که حضور یک تک تیرانداز مخوف عراقی که خون صدها سرباز آمریکایی را ریخته است، دقیقا در نقطه مقابل کریس کایل ملقب به شیطان رمادی قرار می‌گیرد. تک تیرانداز آمریکایی که رکورد بیشترین شلیک به سر را در عراق بجا گذاشت و حال در «دیوار» ما می‌توانیم با بدل عراقی وی مواجه شویم. نکته این‌جاست که استفاده از ابزار کشتار درنهایت باعث ویرانی می‌شود و این ویرانه‌ها مکان مطمئنی برای سنگر گرفتن نخواهد بود؛ حاضرین در جنگ بی‌گناه یا گناهکار درنهایت به مهره سوخته‌ای در دست عاملین به‌وجود آورنده جنگ‌ها مبدل خواهند شد.


مایکل اُ سلیوان

مترجم: آرش واحدی



ارسال به دوستان
نظر شما
نام:
ایمیل:
* نظر: