khabargozarisaba.ir
سه‌شنبه ۰۴ مهر ۱۳۹۶ - 2017 September 26
کد خبر: ۴۳۴۷۷
تاریخ انتشار: ۲۱ شهريور ۱۳۹۶ - ۰۹:۳۹
محمدرضا ممتازواحد- منتقد موسیقی

ورود سیدحسین طاهرزاده (12/06/1334- 1261 ه.ش) به عرصه هنری، با رخدادهای صنعتی و فناوری‌‌های روز دنیا در عرصه ضبط صدا و اتفاقات و پیامدهای مهم سیاسی- اجتماعی ایران همراه بود. طاهرزاده را باید در زمره اولین و انگشت‌شمار هنرمندانی محسوب داشت که با نخستین سیستم ضبط صدا (لوله‌های فنوگراف معروف به دستگاه حافظ‌الاصوات) طبع‌آزمایی کرد. هرچند که این سیستم صوتی هیچ‌گاه همچون صفحات گرامافون همه‌گیر نشد ولی طاهرزاده همراه با ویولن جهانگیر مراد (حسام‌السلطنه) برای اولین‌بار آثار آوازی خود را با این دستگاه ضبط اعیانی، ضبط کرد. شاید یکی از دلایل توفیق طاهرزاده را باید در این نکته منظور داشت که وی، آواز مضبوط خود را می‌شنید و سپس نسبت به اصلاح موارد لازم اقدام می‌کرد.

حدود سال‌های 1288 ه.ش؛ تهران و ایران، شاهد آخرین مبارزات آزادی‌خواهان مشروطه بر علیه استبداد محمدعلی ‌شاه قاجار بود و به دلیل ناامنی پایتخت، نمایندگان کمپانی گرامافون از سفر مجددشان به ایران منصرف شده و این‌بار کمپانی مذکور، از هنرمندان ایرانی دعوت به‌عمل آورد که به کشور انگلستان سفر کنند. مطابق با توضیحات بهروز مبصری (پژوهشگر پیشکسوت صفحه‌نگاری)، ضبط سفر لندن (1288ه.ش- 1909 م.) را باید در جهت مواجهه موسیقی ایرانی با ساز و آلات موسیقی غربی، سفر حائز اهمیتی دانست. در 242 اثر مضبوط در این سفر هنری، به‌غیر از سازهای تار، سنتور، کمانچه و تمبک؛ سازهایی چون پیانو، ویولن، آکاردئون، فلوت، قره‌نی، طبل، اکسیلوفون، تریانگل (مثلث)، بِل (زنگوله)، سوتک و قاشقک وارد آنسامبل موسیقی ایرانی شد و برخلاف دو ضبط قبلی (1284 تهران و 1286 پاریس) که براساس سنت‌های ردیف دستگاهی صورت گرفته بود، آثار ضبط شده در این سفر برپایه خوانش آزاد مُلهم از ردیف و متکی به آن صورت پذیرفت. جالب این که در سفر بعدی طاهرزاده (1293 تفلیس)، مجددا به حیطه فرهنگ اصیل موسیقی کلاسیک ایرانی و سنن حاکم بر آن رجعتی انجامید و همین پارادوکس گفتمانی در دو سری ضبط آثار او، توانمندی آوازی طاهرزاده و آراء و نظرات و زیبایی‌شناسی هنری- موسیقایی و گفتمان آوازی او را در برآیند «سنت» و «تجدد» و به‌خصوص در سال‌های قبل از عصر تجدد موسیقی ایرانی(!)، به‌خوبی آشکار و مبرهن می‌کند. کما این‌که همنشین دیرینش درویش‌خان که به‌تحقیق بیشترین آوازهای طاهرزاده همراه با ساز او بود نیز در همین برآیند قرار داشته و درویش‌خان نیز بسیار زودتر از عصر تجدد، تجدد را دریافت ولی به‌هر‌حال گفتمان ساز و آواز درویش‌خان و طاهرزاده، به سمت «سنت» نیل و تکیه داشت.

درخصوص بررسی مختصات آوازی سیدحسین طاهرزاده، باید اصول زیبایی‌شناسی ادبی- موسیقایی او را مورد تامل عمیق قرار داد. به‌زعم راقم این سطور، درخصوص زیبایی‌شناسی ادبی او و در کنار بسیاری از موارد مهم ادبی موردنظر در فن آواز، «تقطیع شعر» توسط وی بسیار حائز اهمیت است. همین‌طور که نگارنده درخصوص بسیاری از پارامترهای زیبایی‌شناسانه موسیقی طاهرزاده، «تنوع تحریر» و «متربندی آوازِ» او را بسیار مهم و تاثیرگذار می‌داند. تمامی این موارد را باید در کنار ذوق و سلیقه‌ شخصی و خاص او، مورد توجه و بررسی قرار داد.

طاهرزاده از آن‌جا که در عنفوان جوانی از اصفهان به تهران عزیمت کرد، شاید ردیف را نزد بزرگان موسیقی در کانون هنری-‌موسیقی تهران تکمیل کرده باشد ولی وی، روش و شیوه خواندن را از سیدعبدالرحیم اصفهانی -در جلساتی، آن هم به لطایف‌الحیل- فراگرفت ولی با این حال، طاهرزاده در آواز زمان خود به مرتبه‌ای رسید که بسیاری از صاحبنظران تراز اول موسیقی قرن اخیر، او را از معدود آوازخوانانی می‌دانند که در میان آوازخوانان قدیم، دارای سبکی ممتاز بود و به‌همین دلیل است که پس از ورود طاهرزاده به‌عرصه موسیقی، آواز آن عصر متاثر از آواز او بود به‌طوری که دو هنرمند جوان و مشهور آن دوران یعنی بانو قمر و ادیب‌خوانساری، تحت تاثیر سبک و شیوه آوازی طاهرزاده بودند. حال، جالب این‌که ادیب‌خوانساری (آوازخوان نسل بعد از طاهرزاده) خود به‌مرتبه‌ای رسید که در کتاب «ادیب‌خوانساری، آوای جاودان در موسیقی ایران» از طاهرزاده منقول است: «اگر اداره‌ رادیو در اختیار من بود، می‌گفتم ادیب بخواند و ادیب بخواند و فقط ادیب بخواند» و این نکته خود، موید و مبین پیشرفت هنری در هنرمندان اعصار گذشته ایران است که در دوران کنونی کمتر چنین است.

و همچنین خاطره زیبایی از اکبرگلپایگانی، تنها آوازخوان در حیاتی که مدت کوتاهی را از تلمذ حضور طاهرزاده بهره‌مند بوده است: «یک شب در خیابان نفت در باغی مهمان بودیم، شب زیبایی بود و ماه در آسمان جلوه‌گری می‌کرد. مرحوم صبا با ویولن یک قطعه دشتی نواخت. عده‌ای از استادان آن زمان هم حضور داشتند. یک دفعه بدون آن‌که کسی از مرحوم طاهرزاده درخواست اجرای آواز کند، شروع به‌خواندن این بیت کرد: «باغبان حرامت باد زین چمن که من رفتم/ گر به‌جای من سروی غیر دوست بنشانی.» من (گلپا) درحالی‌که به‌شدت منقلب شده بودم به نورعلی‌خان برومند گفتم: او چقدر زیبا این شعر و کلمات را ادا می‌کند؛ مرحوم برومند، دستش را به علامت سکوت روی بینی خود گذاشت و گفت: «این صدا، صدای خداست. من صدای خدا را می‌شنوم».... .

ارسال به دوستان
نظر شما
نام:
ایمیل:
* نظر: