khabargozarisaba.ir
دوشنبه ۲۹ آبان ۱۳۹۶ - 2017 November 20
کد خبر: ۴۶۷۰۵
تاریخ انتشار: ۲۳ آبان ۱۳۹۶ - ۰۹:۲۳
نگاهی به فیلم«ویندریور»
رودخانه ویند(باد) عنوان اولین فیلم تیلور شریدان در مقام کارگردانی است.فیلمی که موفق شد در جشنواره فیلم کَن 2017 در بخش نوعی نگاه،عنوان بهترین کارگردانی را کسب کند

رودخانه ویند(باد) عنوان اولین فیلم تیلور شریدان در مقام کارگردانی است.فیلمی که موفق شد در جشنواره فیلم کَن 2017 در بخش نوعی نگاه،عنوان بهترین کارگردانی را کسب کند.شریدان که پیشتر او را به عنوان نویسنده و فیلم نامه نویس در فیلم های سیکاریو به کارگردانی "دنی ویلنو" وفیلم "اگر از آسمان سنگ ببارد"ساخته "دیوید مکنزی"میشناسیم،این بار در مقام کارگردان و نویسنده فیلم "رودخانه ویند"را ساخته،فیلمی با بازی "جرمی رانر"(که بدون شک یکی از بازی های تاثیرگذار و ماندگار خود در این اثر را ارائه داده است.)فیلم داستان شکارچی را بیان میکند که در پی قتل دختر یکی از دوستان صمیمی اش،همراه با یک مامور اف بی آی به دنبال سرنخ های جنایت در ایالت کوهستانی وسرد وایومینگ همراه میشود.شریدان که ابتدا به عنوان فیلم نامه نویس فیلم سیکاریو به شهرت رسید و پس از آن برای فیلمنامه "اگر از آسمان سنگ ببارد"کاندیدای اسکار و جوایز متعددی شد و مورد تحسین منتقدین قرار گرفت،این بار هم به فضای مورد علاقه خود پرداخته،فضایی سرد و تلخ در آمریکایی که دیگر از شهر های پُرزرق وبرق و بزرگ آن خبری نیست،داستانی در نقاط مهجور و کمتر مطرح شده در هالیوود.نگاه شریدان به جامعه اش نگاهی سرشار از تلخی و نااُمیدی است که به شدت انفعال وضعف و ستم قانون به چشم می خورد.شریدان چنان تلخ و سیاه به انسان ها و محیطش می نگرد که با پایان فیلم مخاطب به شدت درگیر داستان و شخصیت های فیلم قرار میگیرد واین نگاه فیلمساز تمام وجودش را فرا میگیرد."تیلور شریدان"در فیلم "سیکاریو"با قرار دادن یک مامور اف بی آی، که زنی است به شدت عدالت جو و با وجدان کاری و پایبند به قانون به قاچاق مواد مخدر در مرز بین آمریکا و مکزیک میپردازد و به آرامی تلخی های مبارزه با مواد مخدر و منفعل بودن قانون و از همه مهم تر عدم عدالت را چنان بغرنج و بحرانی روایت میکند که مامور اف بی آی و مخاطب عدالت جو و بی خبر از دنیای اطرافش را به کام نااُمیدی و سردرگمی میکشاند و حتی با یک قدم رو به جلو اظهار میکند که این مسائل پایانی ندارند وبایستی با آن خو گرفت،کمااینکه بسیاری از انسان ها عادت را به تغییر ترجیح داده اند و ارزش های انسانی را کنار زده اند.در فیلم بعدی خود "اگر از آسمان سنگ ببارد"نیز بدون ادعا و با روایتی ساده،تقابل دو مامور وظیفه شناس پلیس محلی و دو برادرکه برای حفظ زمین کشاورزی اجدادی خود دست به دزدی میزنند تا سرمایه شان را دولت غصب نکند را نشان میدهد،در این نزاع چهار نفره که با زیرکی تقابل بین قانون و ظلم قانون به تصویر کشیده میشود،یک برادر و یک پلیس(نماینده مردم و حکومت=قانون)کُشته میشوند تا باعث شوند این جنگ و رودررویی بین قوانین ناقص و زورگو و مردم عادی با پایان فیلم نیز ادامه دار و بدون راه حلی برای تغییر باقی بمانند.

کمی از این دو فیلم و فضای ذهنی فیلمساز فاصله بگیریم.قهرمان فیلم های شریدان قهرمانی است با رفتاری درونی،که کش مکش های ذهنی اش آنها را که غرق در بدگمانی و ناامیدی هستند از قهرمانی ساده به شخصیتی غیرقابل درک و مبهم تبدیل میکند،فیلمساز علاقه ای به همراهی با قهرمانش ندارد و او را همانند مخاطب در سرزمین بی روح و گزنده رها میکند تا تماشاگر خودش به فهم زوایا و انگیزه های قهرمان دست پیدا کند، و بتواند به درک درستی از اعمال و رفتار او برسد.این بار در فیلم رودخانه ویند(باد) "جرمی رنر"(در نقش کوری لامبرت)قهرمان فیلم است.شکارچی که در کوهستان خالی از سکنه و سرد و خشن زندگی میکند ودر مواجهه با جسد دوست صمیمی اش که یک سرخ پوست بومی آمریکا به حساب می آید به کمک نماینده قانون(مامور اف بی آی)همراه میشود تا پی به راز قتلی ببرد(قتلی که برای دخترش نیز اتفاق افتاده و شریدان به آرامی درونیات قهرمانش را با جزئیات به تصویر میکشد.)قتلی که فقط یک جنایت ساده نیست بلکه نمونه ای است از بی عدالتی و ناملایمتی های یک جامعه به اقلیت های یک منطقه.شریدان ظلمی که به بومی ها و دو رگه های آمریکایی میشود را با نگاهی دهشتناک و بدون عاطفه در برابر چشمان مخاطبش قرار میدهد.و با جمله آخر فیلم که بسیاری از زنان بومی آمریکا که ناپدید میشوند حتی در جامعه آماری نیز به حساب نمی آیند،شوک بزرگ خود را به مخاطبش وارد میکند،مخاطبی که حالا دچار تشویش و استیصال شده و لحظه ای این میزان خشونت و سردی را تاب نمی آورد.

در نمای اولیه فیلم که عده ای گرگ(متجاوز) در انتظار برای یورش به گله گوسفندان بی دفاع هستند کارگردان در همان ابتدا با نمادگذاری میان آن دوبار دیگر تقابل های فیلم های قبلی اش را با شگردی دیگر ارائه میکند،امّا چه کسی می تواند از گله ی بی دفاع محافظت کند؟؟فقط یک شکارچی.

فیلمساز با این نمای ابتدایی به ظاهر ساده علاوه بر شخصیت پردازی اندازه و کافی،تمام حرف و مسئله خود را میزند و معتقد است که قانون دیگر نمی تواند یا نمی خواهد از مردم بی گناه دفاع کند،بلکه یک عامل بیرونی،زخم خورده و بدون اعتقاد به قانون جامعه و بر اساس خصلتی انسانی و ارزشمند(خصلتی که فراموش شده)می تواند در مقابل یورش انسان های گرگ صفت تاب بیاورد و به مامور قانون(اف بی آی)و بسیاری دیگر بفهماند که در چه محیطی زندگی میکنند،محیطی سرد و خشن که کاری از دست کسی بر نمی آید زیرا قدرت در دستان آنها نیست،عدالت و قدرت در جایی دیگر نهفته است.

میثم شیخی

ارسال به دوستان
برچسب ها: سینمای جهان ، صبا
نظر شما
نام:
ایمیل:
* نظر: