khabargozarisaba.ir
دوشنبه ۲۹ آبان ۱۳۹۶ - 2017 November 20
کد خبر: ۴۶۷۴۸
تاریخ انتشار: ۲۲ آبان ۱۳۹۶ - ۱۵:۵۰
درباره «بحران مشروعیت» نوشته یورگن هابرماس
نگاه دوباره به زبان شناسی و بازتعریف از ماده گرایی تاریخی از دغدغه های هابرماس است


«بحران مشروعیت» نوشته یورگن هابرماس با ترجمه جهانگیر معینی توسط انتشارات گام نو در700 نسخه، امسال به چاپ سوم رسید و با قیمت18500 تومان روانه بازارنشرشده است . 
هابرماس در این کتاب سرمایه داری را به بوته نقد می گذارد . هدف او از این اثر،تلاش برای ایجاد پیوند بین سیاست،فلسفه،اقتصاد وفرهنگ است . موضوعی که در این اثر رخ نمایی می کند ترجمه پذیری زبان دشوارهابرماس است . استفاده از واژگان بدون جایگزین،باعث شده که مترجم سعی در تفهیم مطلب کند و به خوبی از عهده این مهم برآمده است . در مقدمه مترجم انگلیسی-توماس مک کارتی- می گوید»این اثر خواسته های نامعمولی از خواننده کتاب دارد و فرض را بر این قرار داده است که خواننده کتاب با طیف وسیعی از رشته ها آشنایی دارد».(صفح0 19)

نگاه دوباره به زبان شناسی و بازتعریف از ماده گرایی تاریخی از دغدغه های هابرماس است . کتاب حاضر در سه بخش مفهوم اجتماعی-علمی بحران،گرایش به بحران در جوامع پیشرفته ، درباره منطق مسائل مشروعیت فصل هایی را باز می کند . در بخش نخست مخاطب با مفهوم بحران آشنا می شود . مولف یادآور می شود تناقض یا بحران تضمین کننده توسعه اجتماعی است«واژه بحران قبل از آنکه به مثابه اصطلاح اجتماعی-علمی به کاربرده شود اصطلاحی آشنا در علم پزشکی بود . در آن چهارچوب بحران به مرحله ای از بیماری اشاره می کند که در آن توانایی یا ناتوانی موجود زنده در مداوای بیماری مشخص می شود».(صفحه49)

بحران بر سرنوشت دلالت دارد، اما خود را تحمیل نمی کند . در اینجا تقدیر در تعارض(بحران) محقق می شود و هویت جدید با شکست دادن تقدیر،آزادی را به دست می آورد، اما اگراز منظر رستگاری به تاریخ نگاه کنیم یعنی بحران در تاریخ همتایی دارد .

صورت بندی های اجتماعی ازنظر وی ابتدایی،تمدن،سنتی،مدرن،سرمایه داری،سرمایه داری لیبرال،سرمایه داری پیشرفته،پساسرمایه داری وپسامدرن است . فایده بحران در سرمایه داری و پسا سرمایه داری این است که تحقیق راجع به پسامدرن شکل سازمان یافته ای را به خود اختصاص می دهد. نگاه به رویه نهادها و حادثه شهروند بودن و تصمیم گیری غیرمستقیم سرمایه گذاری در وجه خصوصی مردم از دیگر مباحثی است که هابرماس آن را پی می گیرد . دراینجا نیاز به مشروعیت و خروج از بن بست شهروند منفعل و نیاز به پاداش هایی از قبیل اوقات فراغت و امنیت زیاد می شود . با این همه او ساختار سرمایه داری و مراحل اولیه توسعه آن را طبیعی می داند، اما روند آن باعث نفوذ در مطالبات سیاسی جناح کارگر نیز شده است . دستمزد ساختاری شبه سیاسی پیداکرد و خود آن به مذاکرات بین شرکت ها وابسته است .

تعارض طبقاتی بین صاحبان سرمایه و توده ها در مسئله دستمزد حل و فصل می شود . برنامه ریزی دستگاه های دولتی با آگاهی از منافع سرمایه داران و مراقبت از آنها در آن زمینه انجام می شود . رقابت نامحدود باعث تشکیل سرمایه می شود و خود سرمایه داری نمی تواند به بازتولید منتهی شود . دراین شرایط دولتی نیازمند است که به طور نیابتی،رفتار غیرسرمایه دارانه از خود بروز دهد و به تولید و تداوم آن خدمت رسانی کند . در واقع هابرماس دولت را وجه مکمل و ابزار اقتصادی می شمارد . از سویی دیگردولت ها در تلاش برای رفع و رجوع ابهامات از مختصات سرمایه داری هستند . سازماندهی دولتی به پیشرفت های علمی-فنی و جبران خساراتی که بخش خصوصی به شبکه محیط زیست وارد می کند از وظایف دولت هاست.در نتیجه دولت ها در قانونگذاری نسبت به این موضوعات کوشا هستند . این حقوق در کنار شرایط کارو رفاه اجتماعی و بهبود وضعیت حقوق و دستمزد و سیاست گذاری در زمینه های بهداشت و حمل و نقل گسترده میشود . همچنین به علت ارتباط حوزه های شغلی به نیروی کار محورهای ارزشی تعیین می شوند . این نکته باعث می شود که به مرور زمان بخش غیرفعال جامعه رو به ازدیاد باشد و تبدیل به یک کادر انضمامی بشوند . مستمری بگیران،بیماران،محکومان به حبس و زنان خانه دار ازآن جمله هستند .

کسب مشروعیت تابع توجه به قلمروهای خاص است . یک نظام سیاسی همیشه با طرح سایرموضوعات برنامه ریزی های ایدئولوژیک را به عهده می گیرد،اما نظام فرهنگی به مثابه یک نهاد مستقل در برابر کنترل اداری و ارگانی مقاومت می کند. چرا که نمی شود با شیوه های اداری معنایی را تولید کرد . در نتیجه محتوای متون تبدیل به متون جامعه پذیر می شود . به طور مثال تربیت کودکان در خانواده به دلایل رواج تربیت مردم پسند با نظام مدرسه برابری می کند و مشاورین این نهاد راجع به همین مساله تبلیغات می کنند .

دولت به سادگی جایگاه نظام فرهنگی را اشغال نمی کند، زیرا همین موضوع عوارضی را تولید می کند . الگوها و انگیزه ها همیشه برای تداوم نظام های سیاسی و اقتصادی اهمیت دارند، اما سوال اینجاست که آیا همان الگوهای فرهنگی از طریق عوامل جامعه پذیری بازتاب در فرهنگ داشته اند؟ رخنه و پیچیدگی های انگیزشی از بحران های حل نشده در جامعه ی سرمایه داری است . به طور کلی راجع به جرم و بیماری و مرگ بورژوازی اندیشه ای را مطرح نمی کند وامکاناتی برای ایجاد روابط انسانی فراهم نمی آورد .

در ارتباط فی مابین سرمایه داری و هنر می گوید« تنها درچهارچوب هنر بورژوایی که استقلال خود را در مقابل خواسته های خارج از قلمرو هنر حفظ کرده است می توان موضعی را اتخاذ کرد که در جهت تمایلات قربانی شدگان در راه دلیل تراشی های بورژوازی باشد. هنر بورژوایی حتی اگرفقط به صورت مجازی باشد باز هم به پناهگاهی برای آن بخش از نیازها تبدیل می شود که در مسیر زندگی مادی جامعه بورژوازی نامشروع دانسته می شود».(ص174)

هنردرچنین جامعه ای هیچ وعده ای نمی دهد،بلکه ازپایان دلیل تراشی های سرمایه داری به صراحت سخن می گوید . در فصل سوم به ماکس وبر و انگاره های او در باره مشروعیت می پردازد . اینکه مشروعیت چگونه پدیده ای است و آیا تجربی است یا نه و ارتباط با کدام حقیقت دارد را در فصل پایانی کتاب مطرح می کند .


مجتبی حدیدی


ارسال به دوستان
نظر شما
نام:
ایمیل:
* نظر: