khabargozarisaba.ir
دوشنبه ۲۹ آبان ۱۳۹۶ - 2017 November 20
کد خبر: ۴۶۸۳۴
تاریخ انتشار: ۲۴ آبان ۱۳۹۶ - ۰۹:۲۶
درباره اعلان بازنشستگی خودخواسته بازیگر استثنایی سینمای جهان؛
سینما، پدیده ای بود که خیلی زود بین مردم برای خود جا باز کرد.طولی نکشید که نام با مسمای هنر هفتم را به آن دادند.

هنر،آرامش دهنده روح انسان و مشوق او برای بهتر زیستن است. برای همین است که هنر بعد گذشت قرن ها،هنوز محبوب مردم است.هر انسانی، بنا به ذوقی که در ذائقه اوست،به نوعی از هنر علاقه دارد و به آن عشق می ورزد.

سینما، پدیده ای بود که خیلی زود بین مردم برای خود جا باز کرد.طولی نکشید که نام با مسمای هنر هفتم را به آن دادند.

پدیده ای که مردم با تعجب به آن می نگریستند،زود تر از آنچه که باید به هنری جذاب و پرطرفدار تبدیل شد،هنری که با گذشت بیش از 100سال،همچنان محبوب خاص و عام است.اختراع تلویزیون و آمدن پدیده اعجاب آوری مانند اینترنت هم نتوانست سینما را از رونق انداخته و مردم را از آن دور کند.

سینما ترکیبی از هنرهای مختلف است که عوامل مختلفی چرخ های آن را به حرکت در می آورند.فیلمنامه نویسان از قدرت تخیل و توان نویسندگی خود استفاده کرده و فیلمنامه ای را آماده می کنند که بر اساس آن فیلمی ساخته شود.کارگردانان این نوشته را تفسیر کرده و از توان و خلاقیت خود استفاده کرده تا اثری جذاب را بسازد که مورد توجه مردم قرار گرفته و آنان را در سالن های تاریک روی صندلی ها میخکوب کند.عوامل دیگری هستند که جز فیلمنامه نویس و کارگردان در ساخت یک فیلم تاثیر گذار هستند،اما بی شک بازیگران ،جادوگرانی هستند که با جادوی خود تماشاگران را سحر می کنند تا مسحور فیلم شوند.

از آغاز تاریخ سینما بازیگران توانایی پا به عرصه گذاشته و مقابل دوربین هنرنمایی کرده اند،هنرمندانی که با هنر خود،هم مردم را خندانده اند،هم مزه ترس را به آنان چشانده ،هم اشک شان را در آورده و هم به آنان هویت داده اند،هویتی که به آنان آرامش داده و کمبودهای شان را به نوعی جبران کرده است.تماشاگران، سینما را از دریچه چشم بازیگران نگریسته و می نگرند.

بازیگران بزرگ نیز به خوبی مردم را می شناسند و می دانند چگونه برای آنان هنرنمایی کنند.تعداد بازیگران خوب،اسطوره ای و هنرمند در تاریخ سینما بسیارند،هرچند که امروز ستاره های درخشان کم پیدا می شوند و باقی سوسویی بیش نیستند.

هرکدام از بازیگران توانمند سینما، نام بزرگی را با خود یدک می کشند،اما هزاران حیف که عمرشان چون شمع ،خیلی زود در مسیر باد فنا قرار گرفت و رو به خاموشی نهاد.

یکی از ستاره های همیشه رخشان سینما، بی تردید بازیگر بزرگ قرن دنیل دی لوئیز ایرلندی تباراست.هنرمندی که هنرش زبانزد خاص و عام است.قدرت بازیگری او، آنچنان است که بازی اش را با هیچ هنرپیشه ای نمی توان مقایسه کرد،یعنی با قدرتی که او در هنر بازیگری دارد،نمی توان با کس دیگری آن را سنجید.

زمانی که در فیلم« پای چپ من» روی پرده سینماها ظاهر شد،قدرت بازیگری اش همه را جادو کرد و از تعجب دهان ها را باز نگه داشت.تماشاگرانی که مسحور سحر هنر دی لوئیز شده بودند،مدام زیر لب تکرار می کردند،مگر ممکن است بازیگری اینچنین از عهده نقشی برآید؟!

نام دی لوئیز جوان خیلی زود بر سر زبان ها افتاد و هنرش نقل مجلس محافل سینمایی شد.

آکادمی اسکار در برابر این بازیگر توانا، سر تعظیم پایین آورد و با افتخار جایزه بهترین بازیگر نقش اول را به او اهدا کرد.

دنیل دی لوئیز خیلی زود جاده ترقی را طی کرد و هر روز بر دانسته های خویش افزود تا سرآمد بازیگران دوره خود شود.

سبک بازیگری وی منحصر به فرد است،مشقتی که برای اجرای خوب نقشی که بر عهده او می گذارند می کشد از عهده کمتر کسی بر می آید.گاهی برای بازی در یک کاراکتر،روزها و حتی ماه ها در قالب آن نقش فرو می رود تا هنگامی که مقابل دوربین قرار می گیرد بازی بی نقصی را اجرا کند.

دنیل دی لوئیز بازیگری است که گوهر نقش را از دل کوره داغ تمرینات سخت ،نفسگیر و طاقت فرسا بیرون می کشد.

در طول تاریخ سینما، بازیگری مانند دی لوئیز وجود ندارد که برای بازی در یک نقش چنین مشقت هایی را به جان خریده باشد.

روزی که در اولین فیلم خود «یکشنبه،یکشنبه لعنتی» در نقش یک کودک روی پرده ظاهر شد،کمتر کسی باور می کرد این کودک خرد در آینده بزرگی کند.

بازی درخشان در فیلم «پای چپ من» که جایزه اسکار را برایش به ارمغان آورد،همگان را مجاب کرد هنرمندی پا به عرصه سینما نهاده که نامش ماندگار خواهد ماند.

سپس در فیلم های «آخرین موهیکان ها» ،«به نام پدر» و «مشت زن» نقش آفرینی کرد.

در اواخر دهه 90 خودخواسته از بازیگری دست کشید و در فلورانس ایتالیا به کفشدوزی مشغول شد.

سال 2002 مارتین اسکورسیزی از او دعوت کرد در فیلم جدیدش «دارودسته های نیویورکی» بازی کند.دی لوئیز با درخواست اسکورسیزی به سینما بازگشت و دوباره هنر خود را به رخ همه کشید.در فیلم «دارودسته های نیویورکی» نقش یک قصاب را آنچنان بازی کرد که گویی تمام عمر قصاب بوده،آن هم قصابی که رهبر یک دارودسته خلافکار نیویورکی است.

در آن سال جایزه اسکار حق دی لوئیز بود،اما آکادمی بی عدالتی پیشه کرد.

سال 2008 در فیلم «خون بپا خواهد شد» بازی کرد که دومین اسکار را برایش به ارمغان آورد.

پنج سال بعد با هنرنمایی در فیلم «لینکن» اعضای آکادمی را وادار کرد تا سومین اسکار را با افتخار به او اهدا کنند.

آخرین فیلمی که در آن به ایفای نقش پرداخت «موضوع فانتوم» بود.

بعد از بازی در این فیلم، 20 ژوئن برابر با 30 خرداد، با انتشار اعلامیه ای از دنیای بازیگری خداحافظی و اعلان بازنشستگی کرد.این تصمیم ناگهانی جهان سینما را در بهت فرو برد و طرفداران بیشمارش را نگران کرد.

همگان بر این باور بودند که پس از مدتی دی لوئیز از تصمیم خود منصرف شود،اما پنج ماه از تاریخ بازنشستگی خودخواسته می گذرد،اما او بر تصمیم خود همچنان مصمم است.

بی شک خداحافظی دی لوئیز از دنیای بازیگری خسارتی جبران ناپذیر برای سینماست.با توانایی و قدرت بازیگری که در نهاد وی نهادینه شده سال ها می توانست با هنرنمایی خود عاشقان سینما را به وجد آورد.

تکنیک و سبک بازیگری دنیل دی لوئیز که در هر فیلمی شاخص بود،کلاسی مفید بود و هست برای آموختن هنر بازیگری.علاقه مندان هنر بازیگری برای موفقیت، باید بازی او را الگو قرار دهند و ماه ها و سال ها تمرینات مشقت بار را به جان بخرند تا حدودی به بازی او نزدیک شوند.

تصمیم این هنرمند ارزنده و گزیده کار را باید محترم شمرد،اما نبود او فقدانی بزرگ برای سینماست.

قرار بود زمانی که این بازیگر بزرگ اعلام بازنشستگی کرد،این مطلب به نگارش درآید،اما امید بود تا این هنرمند افسانه ای از تصمیم خویش بازگردد،ولی پنج ماه گذشت و خبری نشد.

برای علاقه مندان هنرهفتم،سینمای بدون دی لوئیز قابل تصور نیست، به همین خاطر است که همچنان امید دارند مانند گذشته این بازیگر بزرگ از تصمیم خود بازگردد و دو باره مقابل دوربین کارگردانان توانا و مشتاق قرار بگیرد.

بی تردید کارگردانان بزرگی مانند اسپیلبرگ و اسکورسیزی نیز مانند عاشقان سینما در انتظار بازگشت دنیل دی لوئیز به عرصه هنر هفتم هستند.

زندگینامه

دنیل دی-لوئیس در کنزینگتون لندن زاده شد. پدر او، شاعر معروف، سیسیل دی-لوئیس و مادرش بازیگر انگلیسی، جیل بالکن هستند.

دی-لوئیس تحصیلات ابتدایی خود را در مدرسه‌های اینویکتیا و شرینگتون گذراند.

سال ۱۹۶۸ والدین دنیل او را به مدرسهٔ خصوصی سِوِناکس در کنت فرستادند. سوناکس مدرسه‌ای شبانه‌روزی بود. دنیل در این مدرسه به سه رشته علاقه پیدا کرد که آنها نجاری، ماهی‌گیری و بازیگری بودند. اشتیاق او برای مدرسه رفتن بیشتر شد و بعد از دو سال تحصیل در سوانکس به مدسهٔ خصوصی دیگری به نام بِدالس در پیترسفیلد، همپشایر منتقل شد. دنیل در این مدرسه به دلیل حضور خواهرش آرامش بیشتری داشت .این انتقال باعث بازی در اولین نقشش درفیلم «یکشنبه ، یکشنبه خونین»شد.

دی-لوئیس در بیشتر سال‌های دههٔ ۸۰ میلادی، هم در تئاتر حضور داشت هم در سینما. عضویت در «شرکت رویال شکسپیر»و بازی کردن نقش رومئو در نمایش «رومئو و ژولیت» و بازی در نمایش «رؤیای شب نیمه تابستان» از معدود فعالیت‌های وی در تئاتر بود.

سال‌های ۱۹۸۴ و ۱۹۸۵ به ترتیب در فیلم‌های باونتی و رختشویخانه زیبای من ظاهر شد. اولین ایفای نقش او که هم نظر منتقدان و هم مردم را جلب کرد، فیلم اتاقی با یک چشم‌انداز (۱۹۸۵) بود. بعد از آن، او در فیلم سبکی تحمل‌ناپذیر هستی (۱۹۸۸) بازی کرد.

دی لوئیزبعد از پنج سال دوری از سینما در دهه 90، با بازی در فیلم دارودسته‌های نیویورکی (۲۰۰۲) به کارگردانی اسکورسیزی و تهیه کنندگی هاروی وینستین به سینما بازگشت. او دراین فیلم نقش سردستهٔ فاسد خلافکاران، ویلیام «بیل قصاب» کاتینگ را در کنار لئوناردو دی‌کاپریو که نقش شاگرد تحت الحمایه بیل را به عهده داشت بازی کرد. دنیل برای اینکه آمادگی بیشتری برای ایفای نقشش به دست آورد دوره‌ای طولانی مدت را به عنوان شاگرد قصاب گذراند. به همین خاطر قصابی را استخدام کرد تا به او دستورهای لازم برای سلاخی کردن گوشت و لاشه یاد دهد. همچنین از افراد مشغول به کار در سیرک کمک خواست تا به او نحوه کار با چاقو را آموزش دهند. مثل همیشه، هنگام فیلمبرداری از نقشش بیرون نیامد (حتی لهجهٔ نیویورکی کاراکتر فیلم را نگه می‌داشت). در زمان ساخت فیلم تشخیص داده شد که دانیل به بیماری ذات‌الریه مبتلا شده‌است. به همین خاطر مجبور شد کت گرمی بپوشد یا حداقل خود را درمان کند تا فیلمبرداری فیلم به تأخیر نیفتد . در نهایت متقاعد شد برای درمان خود دارو مصرف کند. بازی دی-لوئیس در دارودسته‌های نیویورکی سومین نامزدی اسکار را برایش به ارمغان آورد و موفق شد برای دومین بار جایزه بفتای بهترین بازیگر نقش اول مرد برنده شود.

سال ۲۰۰۹ در اقتباس موزیکال راب مارشال با نام «نه» در نقش گوییدو کونتینی کارگردان سینما به ایفای نقش پرداخت. او برای این فیلم نامزد دریافت جایزه گلدن گلوب بهترین بازیگر مرد فیلم موزیکال یا کمدی و جایزه ستلایت بهترین بازیگر مرد فیلم موزیکال - کمدی شد .همچنین همراه گروه بازیگران فیلم نامزد دریافت جایزه انجمن منتقدان پخش‌کننده فیلم برای بهترین گروه بازیگری ،جایزه انجمن بازیگران فیلم برای بهترین گروه بازیگری در فیلم سینمایی و جایزه ستلایت بهترین گروه بازیگران شد. دانیل برای بازی دراین فیلم زبان ایتالیایی آموخت و آموزش خوانندگی دید.

دنیل جوایز متعددی به دست آورده که مهم‌ترین آن سه جایزه بهترین بازیگر نقش اول مرد از جوایز آکادمی برای فیلم‌های پای چپ من (۱۹۸۹)، خون به پا خواهد شد (۲۰۰۷) و لینکلن (۲۰۱۲) است .

او همچنین جزو سه بازیگر مردی است که سه اسکار دارد.وی برای فیلم‌های به نام پدر (۱۹۹۳) و دارودسته‌های نیویورکی (۲۰۰۲) نیزنامزد دریافت این جایزه شده‌ بود.دی لوئیز چهار جایزه بفتا، سه جایزه از انجمن بازیگران فیلم و دو گلدن گلوب نیز در کارنامه خود دارد. نوامبر ۲۰۱۲، مجله تایم دی-لوئیس را بزرگترین بازیگر جهان نامید. وی ژوئن ۲۰۱۴، در جریان مراسم تولد ملکه انگلستان به دریافت عنوان شوالیه نائل شد و عنوان سر دنیل مایکل بلیک دی-لوئیس را گرفت.

آخرین نقش آفرینی او در فیلم «موضوع فانتوم»به کارگردانی پل توماس اندرسن است.سپس خود را از دنیای بازیگری بازنشسته کرد.

سیدرضااورنگ

ارسال به دوستان
برچسب ها: سینمای جهان ، صبا
نظر شما
نام:
ایمیل:
* نظر: