khabargozarisaba.ir
يکشنبه ۲۶ آذر ۱۳۹۶ - 2017 December 17
کد خبر: ۴۷۳۰۵
تاریخ انتشار: ۱۴ آذر ۱۳۹۶ - ۱۱:۵۵
بابک محمدی:
در همه جای دنیا محدودیت وجود دارد. محدودیت شامل موضوع است و مقداری هم به آرایش و لباس برمی گردد.
فیلمنامه جزو اساسی ترین بخش های تولید فیلم های سینمایی و مجموعه های تلویزیونی است.در کشورهای صاحب سینما و تلویزیون ،به فیلمنامه اهمیت بسیاری می دهند،زیرا می دانند بدون فیلمنامه خوب هیچ اثر شاخصی روی پرده سینما نرفته و در قاب تلویزیون نیزنمی گنجد.
در ایران ،متاسفانه در تمام برهه ها ضعف فیلمنامه وجود داشته،دارد و به احتمال زیاد خواهد داشت!هیچ نهاد و فردی نیز برای بهبود کیفیت فیلمنامه فیلم های سینمایی و تلویزیونی گام مهمی برنداشته است،اگر غیر از این بود وضعیت فیلمنامه ها مطمئنا بهتر از این می شد.
یکی از ایراد های فیلمنامه های ایرانی وجود «زمان مرده» است،«زمان مرده»،موقعی روی می دهد که در صحنه ها هیچ اتفاق نمایشی دیده نمی شود.وجود این زمان های مرده و بدون اتفاق ،نشان دهنده ضعف فیلمنامه است.این تنها یک نمونه از ضعف فیلمنامه های ایرانی است.
برای آگاه شدن ضعف فیلمنامه در سریال های تلویزیونی و پیدا کردن راهکاری برای برطرف کردن آنها با فیلمنامه نویسان این عرصه گفت و گوهایی را انجام داده ایم که می خوانید:
بابک محمدی درباره اینکه چرا در سریال های تلویزیونی «زمانِ مُرده» زیاد است به صبا، گفت: کسانی که در تلویزیون فیلمنامه می نویسند تجربه این کار را ندارند. سریال روندی طولانی دارد، در نتیجه افراد جا می مانند، زمان و قصه کم می آورند و این باعث کِش دادن زمان داستان می شود. همه این موارد «زمانِ مُرده» به وجود می آورد. «زمانِ مُرده» مثل کسی است که با شما در حال صحبت است و یک دفعه دچار فراموشی می شود. نویسنده هایی که در صدا و سیما مشغول هستند، اکثرا یا درون مایه این کار را ندارند یا ما سریال نویس نداریم. فکر می کنم از نظر تکنیکی هم که نگاه کنیم،  دوستان فیلمنامه نویس مستیقم سراغ سریال می روند، در صورتی که اول باید رمان و داستانش را بنویسند، شخصیت ها را مشخص کنند و بعد به فیلمنامه تبدیل کنند. بعد از این مراحل سکانس، پلان و سریال تولید شود. در این صورت کسی جا نمی ماند، «زمانِ مُرده» در آن نیست و قصه حالت درماتیک و حرکت رو به جلویش را از دست نمی دهد. این کارهایی است که اینجا انجام نمی شود. نوشتن سریال به تنهایی بازخورد خوبی ندارد. باید یک تیم کار کشته در پروژه حضور داشته باشد.
نویسنده سریال «قصه های شهرک سینمایی» درباره اینکه چرا اکثر کاراکترهای مجموعه های تلویزیونی مانند هم حرف می زنند و عمل می کنند، توضیح داد: نویسنده یک نفر است، خودش برای همه می نویسد و در نتیجه کاراکترها مثل خودش صحبت می کنند. بدون توجه به شخصیت ها برای آدم های قصه دیالوگ های یک جور می نویسد. همه ما فارسی صحبت می کنیم، اما چیدمان کلمات و بیان ما حتی اگر موضوع یکی باشد هم فرق می کند. این مسئله حتی منطقه به منطقه هم فرق می کند. یک مثال ساده، اگر شخصی برای خرید دارو  به داروخانه بالای شهر مراجعه کند با یک نوع ادبیات صحبت می کند، اگر پایین شهر برود با یک دایره لغات دیگر و در رشت هم با یک بیان دیگر ارتباط برقرار می کند. نویسنده ها این مسائل را رعایت نمی کنند.
وی ادامه داد: وودی آلن هم این مشکل را دارد، همه کاراکترها به صورت جوک صحبت می کنند. انگار خود آلن است که به جای همه صحبت می کند. نویسنده باید رعایت کند که برای هر کاراکتر جمله بندی، انتخاب لغت جدا گانه باشد. باید سریال ها گروه نویسندگان داشته باشد، نویسندگانی که این کاره باشند. تعداد افراد زیاد هم خیلی جالب نیست. پایه سریال باید بر اساس یک رمان باشد. اگر رمانی وجود ندارد، اول فیلمنامه باید تبدیل به رمان و قصه شود، بعد کنترل و بعد سکانس بندی که برای دوربین آماده شود. فیلمنامه برای دوربین و دیدن است نه برای خواندن. افراد از اول شروع می کنند به نوشتن فیلمنامه و این بزرگ ترین اشتباه است.
کارگردان تئاتر «انتری که لوطی اش مرد» درباره مراحل صحیح نگارش  فیلمنامه بیان کرد: فیلمنامه نویسی چند مرحله دارد، «ایده» در وهله اول قرار می گیرد. ایده باید در دو جمله بیان شود. برای مثال، ماجرای زنی که به یک شهر بزرگ آمده و می خواهد زندگی را از سر گیرد. دومین مرحله، «سیناپس» است که معمولا برای یک فیلم سینمایی حدود 10تا15 صفحه است. سومین قسمت، «تریتمنت» است، برای یک فیلمنامه سینمایی حدود 80-90 صفحه است که در این مرحله دیالوگ ها، لباس ها، نور و... نوشته می شود و به زبان حال است. بعد از این مراحل باید فیلمنامه نویسی شروع شود. اینجا همه این مراحل را کنار می گذارند و مستقیم به سراغ فیلمنامه می روند. در نتیجه روند قصه از کنترل خارج می شود، بازیگران جا می مانند، «زمان مُرده» زیاد می شود و دیالوگ ها یک جور می شود.
محمدی درباره محدودیت های فیلمنامه نویسان در حوزه سوژه و متن گفت: محدودیت شامل موضوع می شود نه تکنیک فیلمنامه. ما یک سری موضوعات را نمی توانیم بسازیم، جاهایی را نمی توانیم نشان دهیم. اگر محدودیت نباشد همه فیلمنامه ها خوب هستند؟! چرا سریال های ترکیه همه خوب نیستند؟ چرا سریال های خیلی از کشورها به اصطلاح آبکی است؟ در صورتی که دست شان هم باز است. فکر می کنید در آمریکا همه سریال ها خوب است؟! قطعا نه، اما بهترین سریال ها هم آنجا تولید می شود. محدودیت به تکنیک فیلمنامه نویسی ربطی ندارد. مثل این است که شما خوب بلد نیستید قرمه سبزی درست کنید و به دیگ و امکانات ارتباطش می دهید. در همه جای دنیا محدودیت وجود دارد. محدودیت شامل موضوع است و مقداری هم به آرایش و لباس برمی گردد. شامل اینکه همه دیالوگ ها یک جور باشد یا داستان جلو نرود، نمی شود. باید بدانیم محدودیت کجا دست و پا گیر است و کجا ربطی به اصل ماجرا ندارد.
ارسال به دوستان
نظر شما
نام:
ایمیل:
* نظر: