khabargozarisaba.ir
شنبه ۰۴ خرداد ۱۳۹۸ - 2019 May 25
کد خبر: ۶۶۷۴۶
تاریخ انتشار: ۱۸ ارديبهشت ۱۳۹۸ - ۱۱:۵۴
شهرام شاه حسینی در یادداشتی به مطالب منتشر شده ازسوی ضرغامی رییس اسبق صداوسیما واکنش نشان داد و سخنان او در این یادداشت ها را به فال نیک گرفت.
واکنش شهرام شاه حسینی به مطالب منتشره از سوی ضرغامی/ آقای رئیس از گفتن حقیقت ابایی نداشته باشیدبه گزارش خبرنگار صبا، شهرام شاه حسینی نویسنده و کارگردان سینما و تلویزیون در یادداشتی به رویکرد عزت الله ضرغامی در تحلیل دوره مدیریتش و نگاه متفاوتی که به عملکرد خود دارد، پرداخته است.

متن یادداشت که در اختیار صبا قرار گرفته بدین شرح است: «کلافه ایم، زود عصبانی می شویم، یقه می گیریم، ناسزا می گوییم، به سرعت قلبمان می گیرد، آنژیو می کنیم، کار به قلب باز می کشد، اگر کارمان به بیمارستان دولتی بیفتد که یا خدا... و در بیمارستان خصوصی به وقت صندوق حساب، آرزو می کردی ای کاش با شرافت می مردی.

همه اینها از اخبار و بحث های محفلی پوچ و بی خاصیت رسانه های داخلی وخارجی سرچشمه می گیرد. تناقضی شدید که هر شب به لبه پرتگاه هدایتمان می کند و دربرگشت تنهایی مان را جشن می گیرد و آن چه آنجا از ما می ماند، هیکلی لخت، فرسوده، بیعار و نفس بریده است که به خود همچنان می گوییم، زنده ایم، این دروغ است. واژه منحوس دروغ از همین جا و از خود شروع می شود.

دلال صفتی و دروغ گویی در ما مردم عقبه دیرینه ای دارد. آخر ما مردمی با فرهنگ، اصیل و با تمدنی 2500 ساله! هستیم. غم نان برای آنان که ندارند و حرص برای آنان که دارند، دلیل کمی است برای صفت های یاد شده.

ما همیشه دنبال دوچیز می گردیم؛ اول مقصر دوم قهرمان. جای این دو دائم در ذهنمان تغییر می کند و گاهی «قهرمان» می شود اولویت زیرا احساساتمان متغیر و نامنظم است و گشتن و دنبال کردن هر دوی اینها به معنی دوری کردن از خود، قضاوت دیگری و فرار از واقعیت است.

در این آشفته بازار، در این روزهایی که در روز روشن نان را در خون برادر می زنیم و نوش می کنیم و شب را با همان برادر بر سر یک سفره می نشینیم، جرقه ای دیده می شود؛ چند وقتی است مطالبی کوتاه و سریالی به چشم می آید و به نظرم جای شگفتی دارد. این مطالب از عزت الله ضرغامی است.

بیوگرافی ایشان به جاهای زیادی گره می خورد اما آنچه از او مهم است، ریاست صداوسیمای جمهوری اسلامی و معاونت سینمایی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی است. مدتی نیست که عزت الله ضرغامی در یادداشت های کوتاه اما خواندنی، لب به اعتراف گشوده، یکی از یادداشت ها درباره ممنوع الکاری بازیگران قبل از انقلابی بود و مطلب دیگر درباره انتخابات ریاست جمهوری و این که چطور جریان مخالفی را در مقابل جریان پرطرفدار قرار داده است.

 ضرغامی در هر دو یادداشت اذعان می دارد که در آن دوره می توانسته تصمیمات بهتری بگیرد و بعضا اشتباه کرده است.

دقیقا شگفتی از همین جا آغاز می شود. یک رئیس از اصلی ترین ارکان نظام، اعتراف به اشتباه به تصمیمی که گرفته، می کند. مگر می شود؟! اصلا شایع نیست و این تربیت بین ما رایج نیست. لب به سخن باز کردن و اعتراف کردن به حقیقت در مرام و مسلک ما و مدیران و رجل سیاسی نیست. اما حالا شد...

و حالا که شده چرا حرکت ضرغامی را به فال نیک نگیریم. او یک قدم برداشته هر چند دیر اما این کار را کرده است. گام مثبت رو به جلویی است اگر دریابیم و پژوهش کنیم. برون رفت از حاشیه ها، دور باطل زدن، دوری از فساد درونی  و بیرونی، ابتذالی لجام گسیخته، التزام یک جامعه سالم است.

یک راه وجود دارد «حقیقت». کاش حرکت و کلام دیرهنگام ضرغامی نیشتری باشد برای همه آنهایی که باید سر وقت حرف بزنند، محکم و بدون ترس. کاش بدانند با تاخیر و حاشیه سخن گفتن بیماری است. کاش مدیران و روسا بدانند، اصل کلام و گفتن حقیقت چقدر مهم و لازم است. کاش بدانند مرز دروغ و مصلحت چیست. کاش بدانند با مصلحت اندیشی و نگفتن حرف راست چه بر سر آدم ها خانواده ها و آینده می آید. او شاید نمی داند این گونه می شود که خانواده ای از هم می پاشد. همسری ناامید می شود، فرزندی به خانه بازنمی گردد، پدر و مادری که جز اشک ریختن کاری نمی توانند بکنند.

آقای رئیس به موقع و با صراحت کلام را صادر کنید و از گفتن حقیقت ابایی نداشته باشید. آنچه از تو باقی می ماند همین است.

یادداشت های ضرغامی گوشه ای از این حقیقت است. تلخ اما امیدوارگونه برای بیداری تو.

جناب آقای بهمن فرمان آرا، فیلمش را که در فستیوال کن پذیرفته شده، نمی دهد! علت: بی احترامی به آقای بهرام بیضایی.

واکنش آقای فرمان آرا دقیق، صریح و در شأن یک انسان بزرگ است. او به بعدا، شاید و اگر اطمینان نمی کند. برخورد شایسته ای که پژوهش نمی شود و درس نمی گیریم.

مردمی هستیم با تمدن 2500 ساله اما فرهنگ ما چند ساله شد؟

سوال بزرگ و چالش برانگیزی است اما تعارف که نداریم کجا ایستاده ایم. اندیشه مان چیست؟ چگونه معاشرت می کنیم و کلا از زندگی چه می خواهیم. تمام روابطمان شده داد وستد، همه اش شده خوانده و خواهان.

دوست داشتن، عشق ورزیدن، مهر کاشتن امروز دیگر معنی ندارد ما حتی خندیدن را امروز به مسخره می گیریم. یک بار برای همیشه بیاییم و از نقطه ای شروع کنیم که آقای ضرغامی استارت زد. حقیقت به موقع.

خوب می دانم ارزش ساختمان و میز و کرسی را، خوب می دانم ارزش از دست دادن اینها و البته پول را. اما باور کنید خطرش کمتر از انقراض است.

ما از فرط پوچ بودن و دروغگویی در معرض انقراض هستیم ماسک را برداریم و به میدان بیاییم. خیلی ها می روند پوچ اندیشان و دروغگوها می روند. حقیقت آشکار می شود و آقای ضرغامی دست کم نشانه خیلی خوبی برای شخص من بودی، یادم نمی رود.

آقاجان، برادر، رئیس؛ «اگر قدرت ماندنی بود، هرگز به تو نمی رسید» / فرمایش حضرت علی(ع)

شهرام شاه حسینی اردیبهشت 98»

ارسال به دوستان
نظر شما
نام:
ایمیل:
* نظر: